بيمار كيس CVA وهمراه با كاهش هوشياري بود ودوست ما براي گاواژ رفته بودن بالاي سر بيمار ،ملت بالاسر بيمار بودن تا مطمئن بشن كه اين دانشجو گاواژ رو درست انجام ميده ،اين دانشجوي عزيز سرنگ گاواژ رو برداشت و پيستون رو از سر سرنگ جدا كرد و مواد غذايي رو ريخت توي سرنگ و يهو همه ي مواد ريخت كف اتاق و........

بعد از اين شاهكار عظيم اين دانشجو عزيز از اتاق خارج ميشه و وقتی بر میگرده ميبينه همراه بيمار داره بدجور گريه ميكنه ،دانشجو شروع ميكنه به دلداري شديد دادن به همراه بيمار كه الا و بلا مريض شما خوب ميشه، بعد همراه مريض ميپرسه بابامو واسه چي ميخوان ببرن آي سي يو؟؟!! يه دفعه دانشجو شكه ميشه و نيشش رو ميبنده و با تعجب ميپرسه آي سي يو؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!( بنده خدا در جريان نبوده)

 (نظر یادتون نره)